|
سلام دوستان عزیز روز مادر بر همه ی مادران عالم مبارک باد
این شعرو شاید همه ی شما دوستای عزیز بدونید ولی بازم یادآوریش برای نشون دادن عظمت مادران خالی از لطف نیست:
داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ
هر کجا بیندم از دور کند چهره پر چین و جبین پر آژنگ
با نگاه غضب آلود زند بر دل نازک من تیر خدنگ
از در خانه مرا طرد کند همچو سنگ از دهن قلما سنگ
مادر سنگ دلت تا زنده است شهد در کام من و توست شرنگ
نشوم یک دل و یکرنگ تو را تا نسازی دل او از خون رنگ
گر تو خواهی به وصالم برسی باید این ساعت بی خوف و درنگ
روی و سینه ی تنگش بدری دل برون آری از آن سینه ی تنگ
گرم و خونین به منش باز آری تا برد ز آئینه ی قلبم زنگ
عاشق بی خرد ناهنجار نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ
حرمت مادری از یاد ببرد مست از باده و دیوانه ز بنگ
رفت و مادر را افکند به خاک سینه بدرید و دل آورد به چنگ
قصد سرمنزل معشوقه نمود دل مادر به کفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمین و اندکی رنجه شد او را آرنگ
آن دل گرم که جان داشت هنوز اوفتاد از کف آن بی فرهنگ
از زمین باز چو برخواست نمود پی برداشتن دل آهنگ
دید کز آن دل آغشته به خون آید اهسته برون این آهنگ
آه دست پسرم یافت خراش وای پای پسرم خورد به سنگ
قدر مادراتون رو تا هستن بدونید
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 19:8  توسط محمد عالمی فر
|